Date Archives

می 2019

بررسی تاثیر فرایند خصوصی سازی خدمات پستی بر عملکرد مالی و رضایت مشتریان (مطالعه موردی اداره پست شهرستان بابل)

چكيده: هدف مقاله حاضر شناخت عوامل اقتصادي اجتماعي مؤثر بر احساس آرامش و امنيت اجتماعي زناندانشجوي كارشناسي ارشد رشته جامعه شناسي در شهر تهران در سال 1388 است. در اين تحقيق با رويكرديتوصيفي تحليلي به بررسي 80 نفر از دانشجويان زن كارشناسي ارشد رشته جامعه شناسي دانشگاه هاي آزاد ودولتي شهر تهران پرداخته شد كه از طريق نمونه گيري تصادفي انتخاب شده بودند. روايي ابزار پژوهش به صورتصوري و پايايي آن با محاسبة ضريب آلفاي كرونباخ به ًتًيًايد رسيده است و مقدار مقياس هاي به كار رفته در آنبين 698/0 تا 899/0 است. نتايج حاصل از رگرسيون چند متغيره نشان داد كه متغيرهاي طبقة اجتماعي، حمايتخانواده، پايبندي به آداب و رسوم قومي، سن و اعتماد به عملكرد قانون، پنج متغير عمده اي هستند كه براحساس آرامش و امنيت اجتماعي دانشجويان زن كارشناسي ارشد رشته جامعه شناسي مؤثرند .اين پنج متغيرمجموًعًا5/89 درصد از ًتًثايرات متغير وابسته را تبيين مي كند .احساس آرامش و امنيت اجتماعي به طور كلي دربين زنان دانشجوي كارشناسي ارشد جامعه شناسي در شهر تهران 87% است، يعني در حد بالايي قرار دارد

 

كليد واژه ها: امنيت اجتماعي، ديدگاه فمنيستي، طبقه اجتماعي، قوميت، حمايت خانواده

 

مقدمه 

امنيت در شالوده بندي حيات آدمي نقش اساسي دارد. به گونهاي كه با تمام حوزه هاي فعال زندگي پيوند خورده و تار و پود هستي با آن در هم تنيده است. آدمي كه هميشه در جمع و باجمع تعريف مييابد، حراست و پاسداري از اجتماعي را برعهده دارد كه تماس و ارتباط ميانافراد را فراهم ميكند

اجتماعات به انسان هستي مي بخشند و ضمن ايجاد پيوند ميان انسانها نيازهاي آنان رانيز برآورده ميكنند. بنابراين تضمين امنيت اجتماعي انساني لازم و ضروري است، چرا كهحيات انسان در گرو آن است و اختلال در ساز و كار آن موجب ناامني و پريشاني احوال انسانخواهد بود (نويدنيا، 1385: 23) .

جايگاه امنيت در سلسله مراتب نيازها و انگيزههاي آدميان، جايگاه خطيري است. مزلو[1] درسال 1943 در نظرية انگيزش خود پس از نيازهاي فيزيولوژيك مانند گرسنگي، تشنگي و غيرهبلافاصله »نياز ايمني و امنيت« را ذكر كرده است.

در اين مقاله پژوهشگر درصدد است مفاهيم امنيت اجتماعي را مطرح كند، آن را در حدتجربي و ملموس توسعه دهد، ابعاد امنيت اجتماعي و عوامل مؤثر بر آن را از طريق روشهايآماري مورد سنجش و تجزيه و تحليل قرار دهد و همچنين به بررسي عوامل تأثيرگذار برامنيت اجتماعي زنان دانشجوي رشته جامعه شناسي در تهران بزرگ در سال 1388 بپردازد.

 

بيان مسئله 

يكي از نيازهاي اوليه و اساسي بشر براي زندگي مطلوب و رسيدن به كمال و سعادت،برخورداري از امنيت در ابعاد و انواع مختلف آن از قبيل امنيت و آسايش روحي و رواني،جسمي، اجتماعي، اقتصادي و غيره است، تا در پرتو آن بتواند آرامش پيدا كند و در راه سعادتو تِكامل خود قدم بردارد. حضرت علي (ع) در اين باره بيان زيبايي دارد و مي فرمايد: » لانعم هاه ًِنًِامً الامن( «هيچ نعمتي گواراتر از امنيت نيست) (الامدي، 1407).

كلان شهرها و پايتخت هاي كشورهاي دنيا براي متوليان سياسي، امنيتي و اجتماعي جامعهاز اهميت ويژهاي برخوردارند. چه، آنان از ديرباز از اين واقعيت آگاه بودند كه نطفه پديدهها ورخ دادها و كنشهاي جمعي و بحران هاي سياسي و امنيتي، غالب ًا در اينگونه مراكز جمعيتيبسته ميشود، نشو و نمو مييابد و سپس به همه جاي كشور بال ميگستراند. به تعبير ژرفبينانة جامعه شناسان سياسي معاصر (نظير كلودريوير، 2002) و روانشناسان اجتماعي (نظيرميلرت و ديگران 2003)،www.socialsupportpsy.ir  شهروندان پايتخت نشين، همواره براي شهروندان ساير شهرها و مناطق، »الگوي بهينة باور و كنش محسوب ميشوند« (فصلنامه  پليس پايتخت، 1387: 8) .

بررسی_تاثیر_فرایند_خصوصی_سازی_خدمات_پستی_بر_عملکرد_مالی_و_رضایت_مشتریان_

بررسي عوامل اقتصادي اجتماعي مؤثر بر احساس آرامش و امنيت اجتماعي زنان دانشجوي كارشناسي ارشد رشتة جامعه شناسي دانشگاههاي شهر تهران

مقدمه
امنيت در شالودهبندي حيات آدمي نقش اساسي دارد. به گونهاي كه با تمام حوزههاي فعال
زندگي پيوند خورده و تار و پود هستي با آن در هم تنيده است. آدميكه هميشه در جمع و با
جمع تعريف مييابد، حراست و پاسداري از اجتماعي را برعهده دارد كه تماس و ارتباط ميان
افراد را فراهم ميكند.

اجتماعات به انسان هستي مي بخشند و ضمن ايجاد پيوند ميان انسانها نيازهاي آنان را
نيز برآورده ميكنند. بنابراين تضمين امنيت اجتماعي انساني لازم و ضروري است، چرا كه
حيات انسان در گرو آن است و اختلال در ساز و كار آن موجب ناامني و پريشاني احوال انسان
خواهد بود (نويدنيا، 1385 : 23 . (
1 جايگاه امنيت در سلسله مراتب نيازها و انگيزههاي آدميان، جايگاه خطيري است. مزلو
در
سال 1943 در نظرية انگيزش خود پس از نيازهاي فيزيولوژيك مانند گرسنگي، تشنگي و غيره
بلافاصله «نياز ايمني و امنيت» را ذكر كرده است.
در اين مقاله پژوهشگر درصدد است مفاهيم امنيت اجتماعي را مطرح كند، آن را در حد
تجربي و ملموس توسعه دهد، ابعاد امنيت اجتماعي و عوامل مؤثر بر آن را از طريق روشهاي
آماري مورد سنجش و تجزيه و تحليل قرار دهد و همچنين به بررسي عوامل تأثيرگذار بر
امنيت اجتماعي زنان دانشجوي رشته جامعه شناسي در تهران بزرگ در سال 1388 بپردازد.

بيان مسئله
يكي از نيازهاي اوليه و اساسي بشر براي زندگي مطلوب و رسيدن به كمال و سعادت،
برخورداري از امنيت در ابعاد و انواع مختلف آن از قبيل امنيت و آسايش روحي و رواني،
جسمي، اجتماعي، اقتصادي و غيره است، تا در پرتو آن بتواند آرامش پيدا كند و در راه سعادت
و تكامل خود قدم بردارد. حضرت علي (ع) در اين باره بيان زيبايي دارد و مي فرمايد: « لانعمه
اِهناًِمن الامن » (هيچ نعمتي گواراتر از امنيت نيست) (الامدي، 1407 .(
كلان شهرها و پايتختهاي كشورهاي دنيا براي متوليان سياسي، امنيتي و اجتماعي جامعه
از اهميت ويژهاي برخوردارند. چه، آنان از ديرباز از اين واقعيت آگاه بودند كه نطفه پديدهها و
رخ دادها و كنشهاي جمعي و بحرانهاي سياسي و امنيتي، غالب اً در اينگونه مراكز جمعيتي
بسته ميشود، نشو و نمو مييابد و سپس به همه جاي كشور بال ميگستراند. به تعبير ژرف
بينانة جامعهشناسان سياسي معاصر (نظير كلودريوير، 2002 (و روانشناسان اجتماعي (نظير
ميلرت و ديگران 2003 ،(ir.socialsupportpsy.www شهروندان پايتختنشين، همواره
براي شهروندان ساير شهرها و مناطق، «الگوي بهينة باور و كنش محسوب ميشوند

noormags-بررسی_عوامل_اقتصادی_اجتماعی_موثر_بر_احساس_آرامش_و_امنیت_اجتماعی_زنان_دانشجوی_کار-1194676_1828055

بررسی مشکلات فرهنگی اجتماعی زندگی اپارتمانهای شهر پردیس

چكيده: در اين مقاله سعي ميشود تا چند عامل اجتماعي كـه در ايجـاد مـشكلات فرهنگـي- اجتمـاعي زنـدگي آپارتماني نقش دارند بررسي شود در تعريف مشكلات  فرهنگي- اجتماعي  مـيتـوان گفـت، بـا توجـه بـه سـاختارفرهنگي (مشخصه هاي روحي، عاطفي و مادي) متفاوتي كه در ميان  گروههاي مختلف اجتماعي وجود دارد، جمع شدن اين گروه ها در كنار همديگر مي تواند منجر به نوعي ناهماهنگي و عدم تعادل در جامعه شود. در نتيجة چنين شرايطي مسايل خاصي ايجاد مي شود كه آن را به مشكلات فرهنگي- اجتماعي تعبير كرده انـد. مهـم تـرين ايـنمشكلات: عدم مشاركت،  ناسازگاري و فاصله اجتماعي ساكنان اسـت. قوميـت و تحـصيلات بـه عنـوان متغيرهـايمستقل و ميزان  سازگاري، مشاركت و فاصله اجتماعي در ميان ساكنين آپارتما ن ها به عنوان متغيرهاي وابسته در نظر گرفته شده اند. در اين ميان جنسيت نيز به عنوان متغير واسطه است.

هدف اين پژوهش، شناسايي مشكلات فرهنگي- اجتماعي زندگي آپارتماني و ارائه راهكارهايي مناسب براي بهبـودروابط اجتماعي ساكنان است.

از سه ديدگاه مهم شهرگرايي؛ جبرگرايي، تركيب گرايي و نظريه خرده فرهنگي بهره گرفته شده است.

 

كليد واژه ها: شهر جديد، مشكلات فرهنگي- اجتماعي، آپارتمان، مشاركت اجتماعي، سازگاري اجتماعي، فاصـلهاجتماعي

 

                                                         

* عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن f_kamran2010@yahoo.com

** عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبائي

*** كارشناس ارشد پژوهش اجتماعي دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن

٢٢

مقدمه 

با گسترش شهرها، معضلات و مشكلات شـهري نيـز گـسترش يافـت. سـاختمان  هـاي بلنـد ازپديده هاي فناور ي قرن بيستم است كه در آن سوي جهان با فرهنگ خاص خـود پايـه گـذاريشد، سپس با افزايش جمعيت و مشكل مسكن، وارد كشور ما شد. در سال هاي اخيـر بـه طـورروزافزوني بر تعداد افراد آپارتمان نشين اضافه مي شود، در حالي كه متأسفانه آموزش هـاي لازمبراي زندگي جمعي به مردم داده نشده است . فرهنگ عصاره زندگي اجتماعي مـردم اسـت و درتمامي افكار، معيارها، ارزش ها و فعاليت هاي فردي و اجتماعي منعكس مي شود و افراد با توجهبه باورداشت ها و فرهنگ خود با امور پيرامون خويش برخورد مي كننـد . بنـابراين بايـد درصـددشناخت و حل مشكلات فرهنگي- اجتماعي زندگي آپارتماني بود.

امروزه زندگي آپارتماني معضلات اجتماعي و روان شناختي زيادي پـيش روي انـسان قـرارداده است . متأسفانه به رغم نزديكتر شدن ساختمان ها و فاصله اي در حد يك ديوار، يا سقف و كف در ميان آنها، دل هاي انسان ها هر روز بيشتر از هم دور شود. همكاري، همفك ري، همراهـي،هم نظري، هم دلي، هم زباني در زندگي آپارتماني هر روز بيشتر رنگ مي بازد، و مـسايل بغـرنجاجتماعي و حقوقي در ميان مردم آپارتمان نشين بيشتر خودنمائي مي كند. آيا اين نزديكي بيشاز حد ساختمان ها به هم و نگراني شهروندان از سرك كشيدن همسايگان بـه حـريم و زنـدگيخصوصي آنها باعث اين جدايي و رخداد اين مشكلات است؟ آيا نـاهمخواني فرهنـگ آپارتمـاننشيني در زندگي اجتماعي موجب ايجاد اين مشكلات است؟ به عبارت ديگر آيا آپارتمان نشينيخاص جوامع غربي است، و با فرهنگ ما نمي سازد؟ اگر چنين است جوامع غربي نبايد مـشكليبا زندگي آپارتمان نشيني داشته باشند. حال آنكه در آنجا نيز به مـشكلات ناشـي از بيگـانگي ونامهرباني همسايگان به همديگر، برمي خوريم. به طوري كه اخبـار و گـزارش هـاي مـشابهي دررسانه هاي خبري اين كشورها حكايت از اين معضل اجتماعي دارند. به عنوان مثال در يكـي از روزهاي1983 يكي از روزنامه هاي فرانسوي با تيتر بزرگ مي نويسد: اين خجالت آور است! زيـراشهروندي در يكي از آپارتمان هاي پاريس مي ميرد و همسايگان دو سـال بعـد در آپارتمـان او راميگشايند و متوجه جسد او مي شوند. چنين نمونه هـائي در زنـدگي فردگرايانـه سـرمايه داريزياد است، اما آيا رخداد اين مشكلات صرفاً ناشي از خـصلت و سـاز  و كـار نظـام سـرمايه داري است؟ يا اصولا” نوع زندگي آپارتمان نشيني چنين مشكلاتي را مي آفريند؟ آيا در كشور ما بروز ناسازگاري در درون اين نوع همجواري ناشي از رشد سرمايه داري است،

 

بررسی_مشکلات_فرهنگی-اجتماعی_زندگی_آپارتمانی_شهر_جدید_پردیس-

بررسی تاثیر مطبوعات بر وضعیت سرمایه اجتماعی دانشجویان ایران و فرانسه (با تاکید براعتماد اجتماعی )

چکیده: پژوهش حاضر با عنوان» بررسی تاثیر مطبوعات بر
وضعیت سرمایه اجتماعی جوانان ایران و فرانسه )با تاکید بر
اعتماد اجتماعی(« است.هدف این پژوهش یافتن ارتباط بین
میزان استفاده از مطبوعات و نوع مطالب مطبوعات با اعتماد
اجتماعی است. در این بین تاثیر مطبوعات بر اعتماد اجتماعی
در سه سطح: الف- اعتماد به خانواده ب- اعتماد به دوستان و
آشنایان ج- اعتماد به گروهها و سازمانهادر بین جوانان عضو
گروه اجتماعی فیس بوک بررسی خواهد شد.روش تحقیق این
پژوهش ،پیمایشی و ابزار گردآوری اطالعات،پرسشنامه
است.نمونه مورد مطالعه 300 نفر از جوانان دانشجو عضو گروه
فیس بوک در سال 1392 هستند که با روش نمونه گیری
تصادفی انتخاب شده اند. برای انجام مباحث آمار توصیفی و
استنباطی از نرم افزار spss استفاده شده است.نتایج این
پژوهش بر وجود ارتباط مثبت بین میزان )زمان( استفاده از
مطبوعات و اعتماد اجتماعی در بعد خانواده و دوستان و آشنایان
و گروهها و سازمانها اشاره دارد به عبارت دیگر با افزایش میزان
مطالعه میزان اعتماد اجتماعی نیز افزایش مییابد.
واژه های کلیدی: سرمایه اجتماعی ، اعتماد اجتماعی ، جوانان
، ایران ، فرانسه
Abstract:The present study aimed to find
association between the use of press and its type
with social trust. The effects of press on social
trust was investigated among young adult
members of Facebook in tree levels: trust in
family, trust in friends and acquaintances, and
trust in groups and organizations. The sample of
current survey consisted of 300 university
students which are Facebook members during
2013 that chosen via random sampling. Data
analyzed by SPSS. Results revealed a positive
relation between amount (time) of press usage
and social trust in all three levels (family, friends
and acquaintance, & groups and organizations). In
other words, social trust improves with increasing
levels of reading.
Keywords: Social Capital, Social Trust, Young
Adults, Iran, France

1536739008-10145-3.pdf فرانسه

 

/در آستانه سالروز ملي شدن صنعت نفت/ دكتر فريدون كامران: فروش نفت بدون ارزش افزوده خلاف منطق اقتصادي است

مبادله مواد اوليه با كالاي كشورهاي ديگر به مثابه فروش سرزمين است و يك كشور نمي‌تواند مدت زيادي با فروش سرزمين خود ارتزاق كند، اگر كشوري سرزمين خود را بفروشد، موجوديت خود را زيرسوال برده است. نفت نيز جزو سرزمين و منبعي تمام‌شدني است، لذا فروش آن بدون ارزش افزوده خلاف منطق اقتصادي است. دكتر فريدون كامران، جامعه‌شناس و صاحبنظر در امور اقتصاد و برنامه‌ريزي در گفت‌وگو با خبرنگار انرژي خبرگزاري دانشجويان ايران، به تحليل ابعاد اقتصادي ملي كردن صنعت نفت ايران پرداخت: دنيا در دهه 40 تا 50 ميلادي، يعني دهة بعد از جنگ جهاني دوم با نهضتهايي آزادي‌بخش در سراسر جهان مواجه شد. مردم در كشورهاي مختلف با درك حضور عيني و ملموس استعمار به خود آمده بودند و با طغيان در برابر آن جنبشهاي مختلفي را به راه انداختند. گسترش ارتباطات خبري نيز در توسعه آثار اين حركتها بسيار موثر بود. اين حركتهاي آزادي‌بخش نشان داد كه هيچ ملتي حاضر به تحمل حضور استعمار به صورتي جدي در كشور خود نيست و نمي‌تواند تحمل كند كه يك كلنل كشور وي را اداره كند. بسياري از اين كشورها نيز جنبشهاي موفقي داشتند؛ از جمله در هند كه از دست سيستم و نظام طبقاتي بسيار سنتي خود رهايي نيافت، ولي از دست استعمار نجات پيدا كرد و مي‌توان نتيجه گرفت كه طبقة حاكم در هند با استثمار همراه نبود. اما طبقه حاكم در ايران اغلب خود را محتاج استعمار مي‌دانست و همراه با كشور استعمارگر بود كه كار را براي ملت ايران بسيار دشوار مي‌كرد. در نتيجه وقتي اين ملت با طبقه جديدي مواجه شد كه اگرچه در حاكميت قرار داشت – حاكميتي كه از مجلس شروع شد – خواست و هدفي را دنبال مي‌كرد كه تمام ملت خواهان آن بود و انطباق اين خواستها با يكديگر باعث شد كه بشدت از اين طبقه حمايت شود، هرچند اين حركت فراگير در مدت كوتاهي در نطفه خفه شد. دليل اين قطع حمايتها را بايد در تاريخ و فرهنگ ايران جست‌وجو كرد، ايرانيان فرهنگ سازمان‌پذيري ندارند و جامعه از سازمان گريزان است، هرچند فرهنگ جامعه و بي‌سواد بودن درصد زيادي از افراد به اين گريز از سازمان دامن زد. حتي زماني كه كاري در كشور سازمان مي‌يابد افراد به طور مرتب سعي مي‌كنند براي كسب قدرت بيشتر همديگر را نفي كنند، لذا مكمل هم نيستند. وقتي قانون و تبعيت از آن در سازماني ضعيف باشد و حقوق افراد در درون آن سازمان مشخص نباشد و چگونگي ارتباط آنها مخدوش باشد، نمي‌توانند همگام با هم حركت كنند و اين امر نه تنها در سازمانهاي سياسي، بلكه در سازمانهاي اقتصادي – اجتماعي و اداره‌هاي ايران نيز مشاهده مي‌شود كه يك فرد در سازمان خود يا بشدت پيرو مي‌شود يا در مقابل سازمان قرار مي‌گيرد گاهي اين ديدگاه مطرح مي‌شود كه ملت ايران با مصدق برخوردي كوفيانه داشتند، در حالي كه هرگز نمي‌توان به خود اجازه داد كه چنين ملت باعظمتي را به چنين اتهامي محكوم كرد. ملتي كه در سالهاي متمادي تمناي استقلال داشته است و براي دست يافتن به آن هميشه با استعمار، چه استعمار عرب و چه استعمار انگليس و آمريكا جنگيده است. از فردي به عنوان عضوي از جامعه كار چنداني ساخته نيست و اشتباه هميشة جامعه ايران اين است كه به دليل نداشتن سازمان به افراد دل بسته است و تا نهايت نيز به دنبال آنها رفته است، حال اين افراد مصدق بوده‌اند يا اميركبير و ساير افرادي كه گرايشهاي مردمي و ملي‌گرايانه داشته‌اند، فرقي نمي‌كند. افراد در ايران در هر حالي تنها بوده‌اند و حتي در درون جبهة ملي نيز زماني كه در ملي كردن صنعت نفت موفق مي‌شوند، تضاد و چندگانگي‌هايي به وجود مي‌آيد. افراد از هم جدا مي‌شوند و تضادهاي دروني آغاز مي‌شود، استعمار نيز هميشه از اين تضادها بيشترين استفاده را كرده است و هنوز هم به اين سوءاستفاده ادامه مي‌دهد. با تنها ماندن مصدق به دليل نبود سازمان‌يافتگي منسجم و يكپارچه در برابر استعمار، كودتايي ضدمردمي به وسيله چند لمپن و عده‌اي روسپي به انجام مي‌رسد. ملي كردن صنعت نفت حركتي مردمي بود كه اگرچه از درون سازمان جبهه ملي انعكاس يافت، ولي خواست ديرين ملت ايران بود كه از زمان قرارداد دارسي شكل گرفته بود. استعمار تنها يك چهره ندارد، زماني در پي چپاول منابع طبيعي كشورها بود و چشم طمع به نفت خاورميانه و طلاي آمريكاي لاتين دوخته بود و زماني كه جهان غرب در دهه 60 ميلادي با انباشتي از توليد مواجه شد، با بي‌توجهي به نفت و طلا در صدد تصاحب بازارها برآمد و ديگر به دنبال اداره كشورها با حضور كلنلها نبود. كشورها نيز چهرة عريان و عيان استعمار را بخوبي شناخته بودند. درجة استقلال هر كشوري امروز با ميزان سهم آن كشور در توليد كالاهاي سبد مصرفي خود سنجيده مي‌شود و وقتي درصد عظيمي از مصرف كشوري از خارج وارد مي‌شود، بايد در استقلال آن كشور شك كرد، ولي صاحبان قدرت در كشورهاي جهان سوم هميشه اين احساس را داشته‌اند كه به روابط تجاري و وابستگي اقتصادي شديد به ديگران نياز دارند، به طوري كه وقتي بعد از كودتاي 28 مرداد طبقه‌اي در ايران حاكم مي‌شود كه بشدت به جهان غرب وابستگي اقتصادي دارد، طبقه‌اي در ايران شكل مي‌گيرد كه تمام رگهاي ارتزاق آن به جهان غرب متصل مي‌شود. انقلاب اسلامي ايران ضربه شديدي به طبقه حاكم وقت بر كشور زد و تمام ملت شامل كشاورز، روحاني، سرمايه‌دار ملي، بازاري، معلم، و كارمند در مقابل يك طبقه فربه يعني سرمايه‌داري وابسته به پا خواست و با سر دادن شعار استقلال اين طبقه را از كشور بيرون كرد. تعاملات و ارتباطات اقتصادي زماني تاييد مي‌شود و قابل قبول است كه به كسب ارزش افزوده منجر شود؛ يعني كالايي توليد كنيم و اين كالاي باارزش افزوده را با كالاي ساخته‌شدة ديگري كه توليد آن براي كشور مشكل است يا تخصص آن موجود نيست، مبادله كنيم؛ هرچند نظريه وابستگي، اين ايده را نفي مي‌كند و آن را نوعي مبادله نابرابر مي‌داند. امروز عصري نيست كه يك كشور دروازه‌هاي خود را به طور كامل ببندد. ما براي حركت و پيشرفت ناگزير از مبادله هستيم، اما اين مبادله بايد با ارزش افزوده باشد؛ يعني جامعه و بويژه نيروي جوان با كار بر روي مواد اوليه و خدادادي در كشور كالايي را براي مبادله توليد كند تا در كنار مبادلة كالا اشتغال ايجاد شود و رفاهي نسبي و توسعه و پيشرفت حاصل شود. درآمد و توليد در هر جامعه‌اي براي تامين رفاه است تا فقر، گرسنگي، فساد، و جنايت وجود نداشته باشد. پس توليد يك كالا با مواد اوليه و نيروي داخلي به چند برابر قيمت تمام‌شدة توليد آن در كشورهاي ديگر بر واردات مجاني آن ارجحيت دارد. وارد كردن كالاهاي آماده و ساخته شده، در شرايطي كه جمعيتي بيكار در كشور حضور دارند، جنايت در حق ملتي است كه براي استقلال خود به پا خواسته است؛ همان‌طور كه وقتي توليد يك كشور غربي افزايش مي‌يابد، طوري كه قيمتها تنزل مي‌يابد و زيان توليدكننده و آسيب‌پذيري اشتغال جامعه را به دنبال دارد، اقدام به از بين بردن محصولات خود مي‌كنند. چراكه اين اعتقاد وجود دارد كه درآمد به‌تنهايي فايده‌اي براي كشور ندارد و زماني مفيد است كه در جهت ايجاد اشتغال و توليد بيشتر و توسعه به كار گرفته شود. درآمدهاي نفتي نيز اگر در مسير توسعه كشور به كار گرفته نشوند، تورم و مشكلات اقتصادي در پي خواهد داشت و مي‌تواند موجب بيكاري و فقر شود. وقتي درآمدهاي نفتي صرف واردات شوند، به تنهايي سودي به جامعه نخواهند رساند، بلكه در برابر رفاه و سعادت مردم نيز خواهند ايستاد. استفاده نادرست از درآمدهاي نفتي مي‌تواند خانمان‌سوز باشد. دولت ايران نيز اتكاي زيادي به درآمدهاي نفتي دارد و بايد با به حركت درآوردن چرخ صنعت و كشاورزي از شدت اين وابستگي بكاهد. امروز درصد عظيمي از كارخانه‌هاي كشور در دست دولت است و دولتي كه بايد ناظر باشد نقشي را بر عهده دارد كه خود بايد بر آن نظارت كند و نقش نظارتي و كنترلي دولت در عمل شكسته شده است. تورم از ديگر مشكلات موجود در جامعه است كه ارتباط زيادي با درآمدهاي نفتي دارد. زماني كه درآمدهاي نفتي به جامعه تزريق شوند، ولي توليد نباشد با تورم شديد مواجه مي‌شويم و اگر جامعه به جاي توليد به دلالي و بورس‌بازي روي آورد، سرعت گردش پول افزايش مي‌يابد كه باز تورم‌زاست. استقلال‌خواهي تنها يك خواست تاريخي ملت و به معناي رهايي از وابستگي به كشورهاي بيگانه نيست، بلكه به معناي واقعي آن تأمين نياز اقتصادي جوانان است، يعني كساني كه خود را با كارهاي كاذب و گاه خلاف اخلاق و نادرست مشغول مي‌كنند تا شكم خود را سير كنند. استقلال در زمان معاصر به معناي استقلال اقتصادي است، چرا كه استعمار ديگر از طريق سياست وارد نمي‌شود، چون عنصري شناخته شده در جبهه سياسي است و دولتمردان ديگر به آنها اجازة دخالت در امور را نمي‌دهند، پس به جاي شاه و غاصبان آن از طريق دلالان و واسطه‌گران وارد مي‌شوند